فساد در آسیا-قسمت دوم

فساد در آسیا-قسمت دوم

ساختاری تحلیلی برای افزایش اثرگذاری مبارزه با فساد

ساختار تحلیلی براین فرض استوار است که شرایط حکمرانی و الگوهای فساد در بین کشورها متفاوت می باشد و این تفاوت ها به ما کمک می کند تا تأثیر ابزارهای مبارزه با فساد را مشخص کنیم. به بیان دیگر، این ساختار براهمیت انتخاب و بکارگیری درست اقدامات مبارزه با فساد را براساس کیفیت اداره کشور و ماهیت فساد مورد تأکید قرار می دهد. این ساختار راهکاری جادویی و غیرواقعی را برای نابودی فساد تجویز نمی کند، بلکه راهی را به منظور تفکر و اقدام در این زمینه ارائه می کند که امیدواریم راهبردی تر و احتمالاً کارآمدتر باشد.

این ساختار تحلیلی دارای یک رویکرد شش مرحله ای است:

1)     ارزیابی فضای حکمرانی و محیط عامل یک کشور.

این امر به معنای تعیین کیفیت حکمرانی در یک کشور و الگوهای فساد در آن است و به ویژه خواستار ارزیابی استحکام و توان نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در آن کشور بوده و نیاز به بررسی میزان سلطه بر دولت و فساد خرد و اداری مورد تأکید قرار می گیرد.

2)     بازنگری در حوزه اقدامات مبارزه با فساد بکارگرفته شده و مروری بر شروط و پیش شرط های اقدامات موفق.

این مرحله معرف توسعه فهرست جهانی ابزارهای مبارزه با فساد است که به نوبه خود می توان از طریق برگة اطلاعات برای هر ابزار آن را تقویت کرد. این برگة حاوی اطلاعات مشخص می کند که به چه جنبه هایی از فساد در این اقدامات، چه از لحاظ پاداش و چه از جنبه خطرپذیری آن، پرداخته شده و همچنین پیش شرط های لازم برای مؤثر بودن این اقدامات را توصیف می کند.

3)     ایجاد پیوند بین بررسی و تحلیل فضای حکمرانی کشور و الگوهای فساد با فهرست جهانی مبارزه با فساد.

 این پیوند عملی تحلیلی است تا اقداماتی که بیشترین شاخص موفقیت در فضای خاص حکمرانی و محیط عامل یک کشور را دارند انتخاب کرده و اولویت بندی کنند. می توان گفت که درصورتی که یک کشور از ابتلاء به حکمرانی ضعیف و سطوح بالای سلطه بر دولت و فساد خرد رنج می برد، این فهرست و برگه های حاوی اطلاعات در زمینه اقدامات صورت گرفته در مبارزه با فساد می تواند اقدامی که در چنین فضایی بهترین انتخاب بوده و بیشترین عملکرد را دارد به ما نشان دهد. البته   نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که ایجاد این پیوند تحلیلی چیزی بیش از یک اقدام شتابزده بوده و اجرای آن نیاز به دقت و توجه خواص دارد.

4)     دنباله روی و پایه گذاری پیشتازان اصلی مبارزه با فساد در کشور.

نکته مهم در اینجا ایجاد مشارکت و ائتلاف قوی و همه جانبه به منظور حمایت از دستور کارقراردادن، شکل گیری خط مشی و اجرای برنامه های مبارزه با فساد است. بدون وجود ائتلاف همه جانبه در پشت سر این تلاش ها، این برنامه به آسانی  ممکن است به وجود مقاومت ها در برابر اصلاحات کم رنگ شود. در هرجایی بسیج گروه های پراکنده و فاقد انسجام متضرر از فساد همواره دشوارتر از چالش اقدام جمعی است. دلیل دشوارتربودن این امر وجود مخالفت هایی در برابر ایجاد اصلاحات از سوی گروه های ذینفع از فساد است که به ویژه در شرایط حکمرانی ضعیف و دارای سطوح بالای فساد خرد و کلان این مقاومت ها طبیعتاً بالاست.

5)   اطمینان از وجود ساختارهای مدیریت و رهبری پاسخگو و مقتدر در مبارزه با فساد که مرتبط با فضای حکمرانی و محیط عامل یک کشور است.

این ساختارها مستلزم داشتن اختیارات کامل و منابع کافی هستند تا بتوانند در پیگرد قانونی منابع فاسد در این کشور از شانس بالایی برخوردار باشند. این امر به خصوص در فضاهای حکمرانی ضعیف که در آن ها سطوح بالایی از سطله بر دولت وجود داشته و ساختارهای مدیریتی در معرض تصرف عناصر فساد هستند قابل قبول به نظر می رسد. بنابراین موضوع حیاتی این است که این ساختارها به میزان کافی حمایت شده و برای مبارزه با فساد تجهیز شوند.

6)   توسعه و تقویت فرآیندها و راهکارهایی به منظور نظارت و گزارش مرتب از بازخورد برنامه ها و سیاست های مبارزه با فساد.

این موضوعی بسیار مهم است، چرا که تحلیلی دقیق از نتایج حاصل از این برنامه ها به مقامات مربوط این امکان را می دهد تا تغییرات در فضایی که ابزارهای مبارزه با فساد در آن بکار گرفته می شوند  را مورد ارزیابی قرار دهند. این عمل اطلاعات لازم در زمینه موقعیت، قدرت و سازماندهی نیروهای مخالف و حتی نیروهای موافق اصلاحات را فراهم       می سازد، که این اطلاعات در بسیج منابع محدود در مبارزه با فساد نقشی اساسی را ایفا می کند.

هم راستا با اجزاء این ساختار هریک از مطالعات موردی صورت گرفته، در مباحث خود دارای مضامین مشترکی هستند که عبارتند از؛ توسعه و تحول در فضای حکمرانی یک کشور؛ برخی اقدام اخیر صورت گرفته در مبارزه با فساد؛ نهادها و پیشگامان کلیدی دخیل در این مبارزه و ساختارهای رهبری و مدیریت در جنگ برعلیه فساد. مباحث ما تنها با اهداف روشنگری صورت می گیرد بنابراین تنها نتایج جامع در زمینه کارآیی و مکان اثر گذاری این برنامه ها ترسیم می شوند. توصیه های بیشتر را تنها پس از بررسی و تحلیل دقیق و عمیق هریک از برنامه های مبارزه با فساد و با استفاده از این ساختار تحلیلی می توان ارائه کرد.

فضاهای حکمرانی در کشورها: موفقیت ها و ناکامی ها در مبارزه با فساد

این ساختار تحلیلی براهمیت بکارگیری صحیح اقدامات در مبارزه با فساد براساس فضای حکمرانی و محیط عامل یک کشور تأکید می ورزد. درک و شناخت ماهیت حکمرانی یک کشور به ما کمک می کند تا علت پیشرفت برای اقدامات درمبارزه با فساد و دلیل بی نتیجه بودن برخی دیگر که شاید نتایج عکس داشته باشند را تشریح کنیم. مهمتر آنکه استفاده از تحلیل حکمرانی بریک کشور به منظور شکل دهی به برنامه های مبارزه با فساد و با هدف کارآمدتر کردن این برنامه بسیار مهم است. در عوض موفقیت در مبارزه با فساد به بهبود فضای حکمرانی کشورها کمک می کند و به بیان دیگر عدم موفقت در مبارزه با فساد نشان دهندة عدم بهبود در اداره کشور است.

این رویکرد تحلیلی در زمینه مبارزه با فساد، بر پایة تجربیات و تحقیقات روزافزون در مورد اداره کشور و تدابیر مرتبط با آن و همچنین ارتباط آن با فضای حکمرانی کشورهای مختلف استوار است. بکارگیری ساختاری مکانی که در آن پیشرفت ها به بهترین وجه صورت می گیرند را برای ما ترسیم می کند.

در بین چهارکشور مورد مطالعه، اندونزی از ضعیف ترین حکمرانی و سطوح بالای سلطه بر دولت و فساد اداری برخوردار است. فیلیپین و تایلند جزء کشورهای دارای حکمرانی کمابیش مناسب و سطوح بالای سلطه بر دولت و فساد اداری بوده و کره جنوبی در زمره کشورهای دارای فساد حکمرانی مناسب و سطح متوسطی از سلطه بر دولت و فساد اداری پایین قلمداد می شود.

 فضای حکمرانی درکشورهای منتخب

شرایط فساد

کشور

کیفیت حکمرانی

سلطه بر دولت

فساد اداری

اندونزی

ضعیف

بالا

بالا

جمهوری کره

خوب

پایین تا متوسط

پایین

فیلیپین

کمابیش مناسب

متوسط تا بالا

متوسط تا بالا

تایلند

کمابیش مناسب

متوسط تا بالا

متوسط تا بالا

شرایط حکمرانی در اندونزی به دنبال بحران مالی آسیا و روشن ترشدن اوضاع سیاسی واقتصادی وخیم تر شد. همانطور که در جدول ذیل نشان داده شده، شاخص های اندونزی در زمینه ثبات سیاسی، اثرگذاری دولت، کیفیت نظارت و مهار فساد پس از سال 1996 به شدت کاهش یافت. فیلیپین و تایلند جزء کشورهای دارای حکمرانی کمابیش خوب طبقه بندی می شوند با این حال تفاوت های عمده ای بین این دوکشور وجود دارد. این دوکشور از لحاظ حق اظهارنظر و پاسخگوئی، تأثیر گذاری دولت و کیفیت نظارت از سطوح قابل مقایسه ای نسبت به هم برخوردار هستند اما در سالهای اخیز از لحاظ ثبات سیاسی، حاکمیت قانون و مهار فساد تفاوتهای چشمگیری بین این دوکشور وجود دارد و به عبارت دیگر فیلیپین نمرات کمتری را در این بخش ها در مقایسه با تایلند به خود اختصاص می دهد. این اختلاف شدید را می توان با وجود دولت تحت فشار رئیس جمهور پیشین فیلیپین«ژوزف استرادا» به دلیل فساد در پی  آن برکناری وی با وجود اعتراضات مردمی در سال 2001 توجیه کرد. رتبه بندی کشور کره به عنوان کشوری دارای نظارت حکمرانی خوب را می توان در نمرات و امتیازات بالای این کشور در قبال شاخص های مختلف در بین این چهار کشور مشاهده کرد. شاخص ثبات سیاسی در این کشور چندان هم بالا نیست، که این امر تا اندازه ای به دلیل شرایط ژئوپولیتیک آن و تحولات دموکراتیک اخیر در کره است. میزان کم تا متوسط سلطه بر دولت در کره تا حدودی به دلیل نتایج ادامه و تداوم موضوعات مرتبط با روابط بین بخش تجارت و دولت و همچنین رسوایی های متصل به رئیس جمهور پیشین«کیم دائه جونگ» است.

بنابرمنطق این ساختار تحلیلی، بررسی و آنالیز ما از کشورهای دارای فضای حکمرانی ضعیف و میزان بالای سلطه بردولت و فساد اداری نشان می دهد که ابزارهای مبارزه با فساد باید مجموعه سیاستها و برنامه هایی را دنبال کنند که در آن نیازی به نظارت و رهبری دولت وجود نداشته باشد که دلیل این امر ضعف نهادهای دولتی بوده و این مقامات و ادارات به احتمال زیاد خود بخشی از این معضل را تشکیل می دهند.

شاخص های حکمرانی در فاصله سال های 1996 تا 2002(رتبه صدک کشورهای برگزیده شده)

شاخص نظارت(حکمرانی)

سال

اندونزی

جمهوری کره

فیلیپین

تایلند

حق اظهارنظر و پاسخگوئی

2002

2000

1998

1996

34.8

32.5

12.0

16.2

67.7

68.6

68.6

68.1

54.0

60.2

63.4

58.6

57.1

58.1

55.5

52.9

ثبات سیاسی

2002

2000

1998

1996

12.4

3.0

9.1

30.5

60.5

64.8

56.4

54.3

29.7

40.0

49.7

43.3

62.7

57.0

59.4

55.5

تأثیرگذاری دولت

2002

2000

1998

1996

34.0

33.2

26.8

66.5

79.4

72.8

75.4

78.2

55.7

60.3

66.7

67.6

64.9

64.1

62.8

73.7

کیفیت نظارتی

2002

2000

1998

1996

26.3

28.1

47.3

65.7

76.3

67.6

58.7

78.5

57.7

62.2

72.8

68.5

65.5

77.3

56.5

70.2

حاکمیت قانون

2002

2000

1998

1996

23.2

15.1

14.1

39.8

77.8

74.6

77.3

81.9

38.1

41.6

60.0

54.8

62.4

69.7

69.2

71.1

مهارفساد

2002

2000

1998

1996

6.7

8.7

6.6

35.3

66.5

72.8

69.9

76.7

37.6

37.5

45.9

38.0

53.6

46.2

61.2

42.7

 در نهایت تداوم اصلاحات در مبارزه با فساد از طریق دستگاههای دولتی ممکن است چیزی جز ایجاد آشوب و بلوا در این نهادها نباشد. در چنین شرایطی فرصت ها برای ایجاد اصلاحات را می توان از طریق اقدامات قانونی ونقش آفرینان برون سازمانی ایجاد کرد، از این رو ما پنج خط مشی ذیل را پیشنهاد می کنیم:

1)ایجاد ائتلاف گسترده در مبارزه با فساد به منظور تأکید بر این اقدام. این امر در واقع درباره ایجاد و افزایش تقاضا برای اصلاحات است که بدون آن انگیزة پایینی برای ایجاد تحولات وجود دارد.

2)ادامه سیاست اصلاحات که فرصت ها برای فساد اداری را از بین می برد، چراکه ظرفیت تحقیق و پیگیرد قانونی در دولت ضعیف بوده و این امر برای توقف فساد پیش از حادث شدن آن بسیار مهم است.

3) تقویت استقلال رسانه ای و مشارکت مردمی. این کار راهبرد حمایت و شکل دهی به تقاضای اصلاحات را تکمیل می کند. چنین تمایلی از بیرون می تواند به تغییر توازن نیروها به نفع اصلاحات، در درون و بیرون دولت، کمک شایانی کند.

4) افزایش اثرگذاری و پاسخگوئی نهادهای نظارتی مستقل. این کار بی گمان دشوار است، چرا که محیط عامل کاملاً مخالف نظارت موثر و کاراست که در این حیطه، ساختارهای مدیریت و رهبری بسیار حیاتی هستند.

5) ایجاد ظرفیت و استقلال در ادارات مرتبط با پیگرد قانونی و در نظام قضائی همراه با نظارت و موازنة مناسب برای پاسخگوئی به مردم. این موضوع بسیار حیاتی است و شاید بتوان گفت که چالش برانگیزترین توصیه در این بخش انتخاب ساختارهای رهبری و مدیریتی است که بتواند در برابر رشوه ایستادگی کرده و باعث پیشرفت در اصلاحات گردد.

زمانی که اندونزی را با فیلیپین مقایسه می کنیم، مشخص می شود که تفاوت های قابل توجهی در بین ابعادنظارت و حکمرانی وجود دارد. بی تردید، تا پیش از بحران سال 1997 اندونزی در برخی حوزه ها همچنین تأثیرگذاری دولت و کیفیت نظارتی تقریباً با فیلیپین برابری می کند. تا به امروز مقادیر شاخص نظارت برای حق اظهارنظر و پاسخگوئی به میزان قابل توجهی برای فیلیپین نسبت به اندونزی افزایش یافته است. این موضوع مبین آن است که ابزارهای مبارزه با فساد در فیلیپین که براساس ابتکارات جامعه مدنی ایجاد شده اند، از شانس بیشتری برای موفقیت نسبت به نمونه های مشابه خود در اندونزی برخوردار هستند. فضای حکمرانی در کشور اندونزی ضعیف است که نشان دهندة میزان بالای سلطه بر دولت و همچنین فساد اداری بوده و یافته های حاصل از چنین ائتلافی حاکی از آن است که رویة پرداخت رشوه همچنان نتیجه اقدام به موارد گستردة ذکرشده در فهرست مطالب 1 تا 3 در بالاست. مقصود ما از بیان این موضوع این نیست که نباید هیچ اقدامی در جهت بهبود قوانین و تقویت نهادهای پاسخگوئی صورت گیرد بلکه این نهادها برای فعالیت در زمینه مبارزه با فساد مهم بوده و برای بهبود طولانی مدت نظارت(حکمرانی) ضروری هستند. با این حال اتکا به چنین نهادهایی برای حصول نتایج مناسب در مبارزه با فساد کافی نخواهد بود، چراکه نهادهای کلیدی همچون پلیس، هیئت قضایی(دادگاه ها) و کمیسیون های مستقل خود همگی فاسد تلقی می شوند.

در مقابل، در فضای حکمرانی خوب کشور کره، تجربیات بین المللی حاکی از آن است که علاوه بر سه قسمت فوق الذکر، اقدامات آغازشده در مبارزه با فساد از سوی دستگاه اجرایی و بخش های نظارتی کشور می تواند تأثیر چشمگیر و قابل توجهی داشته باشد. صحت این امر به دلیل مقاومت و قاطعیت نهادهای دولتی و حضور دقیق نهادهای جامعه مدنی است. دستگاه های دولتی همچنین به نحوی چشمگیر در برابر هجوم منافع فساد از خود محافظت کرده و برای ایستادگی در برابر مخالفین اصلاحات از منابع قابل ملاحظه و اختیارات کافی بهره مندند.

منبع : برگرفته از کتاب چالش فساد در آسیا نوشته:وینای بارگاوا و امیل بلون گیتا مترجمین: دکتر علیرضا دیهیم و حسین عظیم بیگ


تاریخ درج مقاله : شنبه 6 مرداد ماه 1391 - 08: